ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
669
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
اين جملهء امام ( ع ) شرطيّهء متّصله است ومعناى تقديرى آن اين است كه اگر جدال كنندهاى از دعوت كنندگان به باطل ، چيزى را از خلافت من واز امامي كه از آن پيروى مىكنند واز سنّتى كه خواهان آن هستند سؤال كند ، زبان حالشان گواهى مىدهد كه من امام آنها هستم وسنّت را من پاسدارى مىكنم . در اين صورت باطلى كه بدان روآوردهاند روشن شده وزبانشان قطع مىشود . به كار گرفتن لفظ لسان در اين عبارت در حقيقت حذف مضاف اليهى را در تقدير دارد ، يعنى زبان صاحبش از جواب كوتاه مىشود وانقطاع استعارهء براي سكوت ويا مجاز در كلام است ، يعنى باطل جوابي ندارد . فرموده است : وما اظنّ الطّريق له فيه واضح حيث نهج اين جمله عطف بر جملهء انقطع لسانه است . واضح مبتدأ ، فيه خبر ، وجمله در محل نصب ومفعول دوّم براي فعل اظنّ مىباشد . معناى جمله اين خواهد بود : اگر سؤال كنندهاى از عمل انحرافى آنها سؤال كند گمان نمىكنم بتوانند جواب درستى بدهند ودر نتيجة زبانشان كوتاه مىشود . فرموده است : واللّه ما طاب من قتلوه . . . إلى قوله فنصروه . اين جملهء امام ( ع ) اشاره به كشته شدن عثمان ونكوهش آنهاست ، از اين جهت كه قصاص خون عثمان را از امام مىخواستند در حالي كه عثمان قبل از كشته شدن از آنها عذر خواهى كرد ، امّا آنها نپذيرفتند ووقتي عثمان در محاصرهء مردم بود از آنها يارى خواست وآنها با وجود قدرت يارى كردن وى را يارى نكردند . فرموده است : وأيم اللّه لافرطنّ لهم حوضا انا ماتحه ثمّ لا يصدرون عنه برئ اين جملهء امام ( ع ) در خطبهء دهم توضيح داده شد . فرموده است : ولا يعبّون حسوة ابدا اين جمله كناية از دست نيافتن مخالفان امام ( ع ) به خلافت ويا به بعضي